مرتضى مطهرى

651

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هست . دو تناقض بعد ، اينها كه راجع به مذهب اين حرفها را مىزنند ، راجع به مسيحيت دچار دو تناقض شده‌اند . از اينها مىپرسيم مذهب ، اوّلى كه پيدا شد چرا پيدا شد ؟ مىگويند معلول جهل بشر بود و يك نوع سرگرمى براى بشر بود . بشر براى خودش يك نوع تسلّى خاطر در مذهب به وجود آورد ، و همين به سود طبقهء ارباب بود . حال لازمهء اين حرف چيست ؟ آيا مذهب كه يك تخدير و يك ترياك است مىتواند ولو در يك شرايط محدودى منشأ تكامل جامعه بشود ؟ بديهى است كه نمىشود . نكتهء خوبى است : اگر ما در مورد اخلاق يا علم و يا حقوق اين حرف را بزنيم خيلى ساده است چون مىگوييم هر اخلاقى متناسب با يك زمان است و اين اخلاق در زمان خودش يك عامل پيش برنده است ولى شرايطش كه عوض شد همين عامل پيش برنده يك عامل عقب برنده مىشود . اين مانعى ندارد كه يك چيزى در يك زمان در يك شرايط عامل تكامل باشد در شرايط ديگر نه . ولى آنچه كه در آن شرايط عامل تكامل هست ديگر عامل تخدير نيست . حقوق هم همين‌طور است . هر حقوقى در زمان خودش يك شىء مترقى بوده ، در زمان بعد نبايد وجود داشته باشد . در مذهب يك وقت ما همين حرف را مىزنيم ، مىگوييم مذهب هم نظير اخلاق و حقوق و علم و فلسفه در زمان خودش يك امر مفيد به حال جامعه و عامل تكامل است ، وقتى كه دوره و زمانش مىگذرد عامل تأخّر است ؛ در اين صورت ديگر ما نمىتوانيم بگوييم از ابتدا مذهب عامل تخدير بوده . شما به صراحت گفتيد وقتى كه طبقهء محروم از منافع خودش محروم ماند نياز داشت به يك امرى كه سبب تسلّى خاطر و تسكين خاطرش بشود ، نياز داشت به يك ترياك . مثل يك آدمى كه بچه‌اش مىميرد و دچار مصيبت عظيمى مىشود ، نمىتواند تحمل كند ، به مشروب پناه مىبرد خودش را مست مىكند كه چيزى نفهمد ، به ترياك پناه مىبرد براى اينكه مىخواهد خودش را به آن عادت بدهد كه سرگرمى پيدا كند . ديگر اين مشروب و ترياك كه نمىشود عامل تكامل او باشند . حداكثر همان تسلّى خاطر است براى او . ولى اينها چاره‌اى ندارند ؛ همينها كه مىگويند از اول مذهب عامل تخدير بود ، در يك جاى ديگر قبول مىكنند كه هر مذهبى در زمان خودش عامل ترقى و تكامل بوده است ، عيسويت در زمان خودش عامل ترقى بود ، اسلام در زمان خودش همين‌طور بود . اين خودش يك تناقض بسيار صريحى است . تناقض دومى كه اينجا هست اين است كه روى اصول ماركسيستى چه كسى بايد طرفدار مذهب باشد و چه كسى مخالف مذهب ؟ قهراً آن گروهى كه منتفع مىشوند [ بايد طرفدار باشند . ]